
ایران چیزی دارد که جهان، پیشتر آن را از دست داده است
در روز ملی یوزپلنگ آسیایی، دکتر پیتر کادول، دامپزشک معتمد سازمان حفاظت محیط زیست و از متخصصان فعال در حوزه دامپزشکی حیات وحش و پروژه تکثیر در اسارت یوزپلنگ آسیایی، با تأکید بر اهمیت همکاریهای علمی و بینالمللی، از ضرورت نگاه دقیقتر و جامعتر به حفاظت از این گونه سخن گفت.
به گفته دکتر کادول، یوزپلنگ آسیایی تنها یک گونه در معرض خطر انقراض نیست؛ این جانور، یکی از ارزشمندترین میراثهای طبیعی ایران و آخرین بازمانده یک زیرگونه منحصربهفرد در جهان است.
امروز ایران تنها کشوری است که همچنان یوزپلنگ آسیایی با نام علمی Acinonyx jubatus venaticus را در طبیعت خود دارد؛ جمعیتی کوچک و پراکنده که بقای آن به مجموعهای از اقدامات علمی، حفاظتی و مستمر وابسته است.
هر یوزپلنگ اهمیت دارد
به گفته دکتر کادول، شرایط جمعیت یوزپلنگ آسیایی به اندازهای حساس است که دیگر نمیتوان صرفاً با نگاه جمعیتی به مسئله حفاظت پرداخت. در چنین شرایطی، هر ماده بالغ، هر نر مولد و هر تولهای که بتواند تا بزرگسالی زنده بماند، برای آینده این زیرگونه اهمیت دارد.
این نگاه، رویکرد ما به حفاظت از یوزپلنگ را تغییر میدهد. حفاظت دیگر تنها به معنای افزایش تعداد کلی جمعیت نیست؛ بلکه باید از تکتک جانوران، خانوادهها و فرصتهای تولیدمثلی آنها نیز محافظت کرد.
دکتر کادول در سخنان خود از فداکاری دامپزشکان، محیطبانان، بومشناسان و فعالان محیط زیست ایران تقدیر کرد و گفت که همکاری با تیمهای ایرانی، یکی از ارزشمندترین تجربیات حرفهای او بوده است؛ تیمهایی که با وجود وسعت زیاد زیستگاهها، دشواری شرایط میدانی و محدودیت منابع، همچنان برای حفاظت از این گونه تلاش میکنند.
دانش؛ مهمترین سرمایه حفاظت
یکی از محورهای مهم سخنان دکتر کادول، ضرورت انتقال دانش و تجربه میان متخصصان ایرانی و بینالمللی بود.
او معتقد است همکاری بینالمللی نباید به معنای آن باشد که یک کشور به کشور دیگری بگوید چگونه حیات وحش خود را مدیریت کند. این همکاری زمانی ارزشمند است که به تبادل دانش، تجربه و فناوری و همچنین یادگیری متقابل منجر شود.
ایران تجربهای منحصربهفرد در زمینه یوزپلنگ آسیایی دارد؛ تجربهای که هیچ کشور دیگری نمیتواند به همان شکل در اختیار داشته باشد. در مقابل، کشورهای آفریقایی، بهویژه آفریقای جنوبی، دههها تجربه در زمینههایی مانند بیهوشی حیات وحش، جراحی دامپزشکی، مدیریت تولیدمثل، مدیریت جمعیت و دامپزشکی حفاظتی دارند.
ترکیب این دو مجموعه تجربه میتواند به شکلگیری ظرفیتهای جدید و مؤثر برای حفاظت از یوزپلنگ آسیایی کمک کند.
از نگاه دکتر کادول، یکی از پایدارترین سرمایهگذاریها در حوزه حفاظت، آموزش نیروی انسانی است. تجهیزات ممکن است فرسوده شوند، خودروها از دسترس خارج شوند و بودجهها دچار نوسان شوند، اما دانشی که در اختیار متخصصان قرار میگیرد، باقی میماند و میتواند نسل به نسل منتقل شود.
از بیهوشی و درمان تا پایش و تولیدمثل
تقویت دانش تخصصی در حوزه دامپزشکی حیات وحش میتواند طیف گستردهای از نیازهای حفاظتی یوزپلنگ آسیایی را پوشش دهد.
از جمله این حوزهها میتوان به مقیدسازی و بیهوشی حیات وحش، پایش میدانی، درمان موارد اورژانسی، ارزیابی تولیدمثل، تشخیص بارداری، تشخیص بیماریها، واکسیناسیون، کنترل انگل، رعایت اصول ایمنی زیستی، تغذیه، نمونهبرداری و کالبدگشایی اشاره کرد.
در کنار آموزش، تدوین دستورالعملهای عملیاتی استاندارد نیز اهمیت ویژهای دارد.
برای مثال، زمانی که یک یوزپلنگ در طبیعت بیهوش میشود، تیم حاضر در میدان باید پروتکلی مشخص برای پایش و مدیریت شرایط داشته باشد. در صورت آسیبدیدگی یک یوزپلنگ، باید پاسخ دامپزشکی مشخصی برای ارزیابی و درمان وجود داشته باشد.
همچنین در صورت شناسایی یک ماده باردار، باید برنامهای برای مدیریت شرایط تدوین شود که تا حد امکان از ایجاد مزاحمتهای غیرضروری جلوگیری کند.
یوزپلنگهایی که به اسارت یا مراکز نگهداری منتقل میشوند نیز به پروتکلهای مشخص قرنطینه، مراقبتهای پیشگیرانه و پایش سلامت نیاز دارند. از سوی دیگر، هر مورد مرگومیر باید به شکل نظاممند بررسی شود تا علت آن مشخص شده و از تکرار حوادث مشابه جلوگیری شود.
حفاظت از یوزپلنگ، یک راهحل واحد ندارد
دکتر کادول در بخش دیگری از سخنان خود بر یک واقعیت مهم تأکید کرد:
هیچ راهحل واحدی نمیتواند یوزپلنگ آسیایی را نجات دهد.
نه یک داروی خاص، نه یک منطقه حفاظتشده، نه یک واکسن، نه یک مکمل غذایی، نه یک پروژه پژوهشی و نه حتی یک سازمان به تنهایی قادر به حل این بحران نیست.
نجات یوزپلنگ آسیایی به مجموعهای از اقدامات هماهنگ نیاز دارد؛ اقداماتی که از حفاظت از زیستگاه و منابع طعمه آغاز میشود و کاهش تلفات جادهای، حمایت از محیطبانان، پایش علمی، مدیریت تولیدمثل، مراقبتهای دامپزشکی، کنترل انگل، تغذیه مناسب، پژوهشهای ژنتیکی و مشارکت جوامع محلی را نیز دربرمیگیرد.
در کنار همه این موارد، تعهد نهادهای مسئول و مهمتر از همه تداوم، نقشی تعیینکننده دارد.
خوشبینی، بر پایه علم
با وجود شرایط بحرانی یوزپلنگ آسیایی، دکتر کادول خود را فردی خوشبین میداند؛ اما تأکید میکند که این خوشبینی بر پایه احساسات نیست، بلکه بر علم و واقعیتهای موجود استوار است.
جمعیت یوزپلنگ آسیایی همچنان بسیار آسیبپذیر است و حتی در مهمترین مناطق زادآوری آن در ایران نیز خطرهای جدی وجود دارد. در چنین جمعیت کوچکی، یک یا دو رویداد نامطلوب میتواند پیامدهایی جدی برای آینده گونه داشته باشد.
به همین دلیل، حفاظت از هر فرد اهمیت دارد و کوچکترین موفقیت در زمینه بقای تولهها، حفظ مادههای مولد، کاهش مرگومیر و بهبود شرایط زیستگاهی میتواند در آینده این زیرگونه تأثیرگذار باشد.
مسئولیتی که ایران هنوز بر دوش دارد
ایران امروز چیزی دارد که بسیاری از نقاط جهان پیش از این از دست دادهاند:
یوزپلنگ آسیایی هنوز در طبیعت این کشور زندگی میکند.
این واقعیت، هم یک مسئولیت بزرگ و هم یک امتیاز استثنایی برای ایران محسوب میشود.
به باور دکتر کادول، جامعه بینالمللی حفاظت از حیات وحش باید در کنار ایران قرار بگیرد و از دانشمندان، دامپزشکان، محیطبانان و متخصصان حفاظت ایرانی که مسئولیت دشوار حفظ این گونه را بر عهده دارند، حمایت کند.
در داخل کشور نیز باید ظرفیتهای موجود تقویت شود؛ از بهبود جمعآوری و یکپارچهسازی دادههای جمعیتی گرفته تا حفاظت از مادههای مولد و تولهها، کاهش تلفات جادهای، حفظ و احیای پیوستگی زیستگاهها و حفاظت از منابع طعمه.
در بخش تکثیر و نگهداری در اسارت نیز تأمین تغذیه مناسب، پیشگیری از بیماریها و ارائه مراقبتهای استاندارد، برای حفظ سلامت و توانایی تولیدمثلی یوزپلنگها ضروری است.
در نهایت، هر یوزپلنگ باید به عنوان بخشی بسیار ارزشمند از برنامه جامع حفاظت در نظر گرفته شود.
آینده یوزپلنگ آسیایی هنوز نوشته نشده است
یوزپلنگ آسیایی هزاران سال در ایران زیسته و فشارهای گسترده زیستمحیطی و انسانی را پشت سر گذاشته است. اما امروز، در دوران مدرن، آینده این جانور بیش از هر زمان دیگری به تصمیمها و اقدامات انسان وابسته است.
پیام دکتر پیتر کادول روشن و ساده است:
یوزپلنگ آسیایی را رها نکنید.
تا زمانی که یوزپلنگی وحشی در بیابانها و کوهستانهای ایران در حال دویدن است، امید وجود دارد.
هدف نهایی نیز چیزی فراتر از حفظ یک نام در کتابهای تاریخ یا ثبت تصویر این جانور در موزهها و آرشیوهاست. نسلهای آینده ایرانیان باید بتوانند یوزپلنگ آسیایی را نه فقط در عکسها، بلکه در زیستگاه طبیعی خود و در حال دویدن آزادانه در سرزمین ایران ببینند.
حفاظت از یوزپلنگ آسیایی یک پروژه کوتاهمدت نیست؛ مسیری طولانی است که به دانش، همکاری، سرمایهگذاری، مسئولیتپذیری و تداوم نیاز دارد.
شاید شرایط امروز بحرانی باشد، اما هنوز دیر نشده است.
تا وقتی یک یوزپلنگ وحشی در ایران باقی مانده، امید نیز باقی است.
